روز هجدهم
دیروز وقتی رسیدم خونه برای شوهری یه گل رز قرمز از باغچه چیدم و یه یادداشت عشقولانه هم براش نوشتم
شوهری خیلی دیر اومد و گله خراب شد اما گفت که اونم دوستم داره
شوهری خیلی دیر اومد و گله خراب شد اما گفت که اونم دوستم داره
تازه آخر شب شوهری منو تا اتاقمون بغل کرد! حس خیلی خوبی بود!
شاید اگه سبکتر بشم ازین اتفاقا بیشتر بیفته![]()
تمام ماهیچه هام درد گرفته نه که عادت به ورزش نداشتم ولی چاره ای نیست دیگه!
برنامه دیروز
صبحانه(یادم رفته بود باز با خودم صبحانه بیارم اداره خیلیم گشنم شد) نهار(شوهری نبود من یه کیت کت دوتایی با یه استکان شیر خوردم) شام دو کف دست نون یه قوطی کبریت پنیر 3تا گردو نصف کاسه ماست
800کالری
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ ساعت توسط فرزانه
|