روز سی و پنجم
تقریبا کارای خونم تموم شده... دیشب و پریشب مهمون داشتم و له شدما![]()
هنوز ترازو نخریدم باشگاه هم هنوز ثبت نام نمیکنم خستگیم که در رفت ثبت نام میکنم ایشالا دوسه روز دیگه
دیروز رژیمی نبود واسه همین نمینویسمش اما در کل از خودم ناراضی نیستم
تقریبا کارای خونم تموم شده... دیشب و پریشب مهمون داشتم و له شدما![]()
هنوز ترازو نخریدم باشگاه هم هنوز ثبت نام نمیکنم خستگیم که در رفت ثبت نام میکنم ایشالا دوسه روز دیگه
دیروز رژیمی نبود واسه همین نمینویسمش اما در کل از خودم ناراضی نیستم
صبحانه سیب
نهار هم سیب و نصف موز(الکی گفتم اداره نهار خوردم)
اما شب خرابش کردم و یه تخم مرغ نیم رو با دو کف دست نون و سه قاشق ماست و 5تا چیپس خوردم خوردم!![]()
800کالری!!!
اما چون شب خوردم یه عالمشو از خودم راضی نیستم
فردا امتحان دارم با یه استاد فوق العاده سخت گیر و ملانقطه ای !
لای جزومم باز نکردم
کلا آدم خوشحالیم من
امشبم مهمونی دعوتم
یه چیز مهم اینه که من ظهرا معمولا گرسنم نیست اما به اصرار شوهری یا مامانم یا مادرشوهرم (ما یه روز درمیون خونه یکی از ماماناییم نهار
که اینم خودش حکایت مفصلی داره) مجبورم میکنن نهار بخورم منم کلا وقتی شروع به غذا خوردن میکنم گشنم میشه و هی دلم بیشتر میخواد!!!![]()
و اینکه ما جمعه ها با همه فک و فامیل شوهری که همسن من و شوهرین دور هم جمع میشیم یکیشونم فست فود داره خلاصه که این غذاها بوش که به دماغم میخوره کلا کرکره مغزم کشیده میشه پایین و رژیم پر!![]()
خلاصه که موانع درونی و بیرونی برای لاغری من زیاده اما دارم تلاشمو میکنم
امروز برای خودم یه ترازو سفارش میدم
چون ترازوی مامان شوهر و مامانم فرق میکنه و من وزن حقیقیمو نمیفهمم!
میخوام کالریمو بیارم پایین و یه برنامه جدید برا ورزشم بریزم و خلاصه که یه تکونی به خودم بدم و ماه جدید رو درست حسابی شروع کنم!
این روزا که شوهری بیشتر خونس تو خونه نمیشه ورزش کرد (خو خجالت میکشم) پس باشگاه رفتنم حتمیه و اگه خدا بخواد فردا میرم برای ثبت نام
فقط نمیدونم چی ثبت نام کنم ![]()
پیلاتس یا بدنسازی یا جامپینگ یا یه چیز دیگه خخخخ
این رژیم 15 روزه گیاهخواری دکتر خداوردی رو خیلیییییییییییی دوست دارم بگیرم
اما احتمالا دو ماه دیگه که شوهری یه مسافرت داره میتونم عملیش کنم اما اون وقتم فقط 5 روزشو.....
خلاصه که امروز میخوام یه ماه متفاوت رو شروع کنم!
درضمن خونم زیر خاکه و هنوز تا فردا هم کار داره! چه جوری این خونه رو مثل اولش کنم خدا داند....![]()
یه ذره هم دلم تغییر در ظواهر کوچیک خونه رو میخواد و دلم میخواد یه عالمه چیزو بریزم دور... شاید گذاشتم تو دیوار و فروختمشون البته از الان میدونم شوهر مخالفه....
در حال تغییر دکوراسیون در دستشویی و حمام هستیم! دیروز با شوهر رفتیم شیرآلات خریدیم کاشیایی هم که خریدیم خیلی جینگله مستانه! بله همونطور که مشاهده میکنین در شرایطی که پول تا 6 ماه دیگه بر نمیگرده
و شوهر در حال تحقیق درباره شروع یه کاره
چقد ما رعایت میکنیم ولخرجی نکنیم واقعااا (البته همسایه پایینی سقفش نم داده بود و نمیشد دستشویی رو درست نکرد چون یه وقت در حین انجام حاجت میفتادیم خونه همسایه و زشت بود دیگه
) اما حمومو همینجوری دلمون خواست خخخ![]()
و اما دیروز:
صبحانه یه حاجی بادومی با یه بیسکوییت ساقه طلایی نهار یه کفگیر استانبلی پلو با ماست و شام فلافل و چیپس و نون دو کف به کم تخمه
1400کالری (اگه چیپس رو نمیخوردم الان کالریم درست بود
)
خدارو شکر همه چی خوب پیش میره
تو این چند روز مهمون داری و مهمونی هم زیاد بود و رژیم کجدار مریض ادامه داشت حالا باز از امروز چیزایی که میخورم رو مینویسم
خیلی دلم میخواد رژیم خام گیاهخواری 15 روزه رو امتحان کنم حیف که مهمونیا و البته شوهرخان نمیزاره....
مرسی بهم سر زدین
حق بدین که بعد از چند وقت اگر یه بستنی دبل چاکلت جلو چشم آدم قرار بگیره دیگه نمیشه ازش گذشت حالا فکر کنین کالری اون روزتونم تموم شده! شرمنده من خوردمش
و 350 کالری اضافه شد به کالری دیروز و شرمنده خودم شدم دیگه
صبح سیب ظهر 1 کفگیر برنج یه ته دیگ برنج کوچولو یه رون مرغ سبزی گوجه دوغ شام 3 کف دست نون و یک چارم تن ماهی و البته بستنی دبل چاکلت(نمیتونم از خوردنش پشیمون باشم
چون دوستش دارم خوب)
1555 کالری
زهرا جون(فنجونی)
جودی جون
زینب جونو
هانیه جون که یه عالمه قلبمو آروم کردن و کامنتاشون حالمو عوض کرد خیلی خوبه آدم چندتا دوست داشته باشه حتی از نوع مجازیش
دیروز باز با جاری اینا رودر رو شدیم ( امشبم قراره همه دعوت خواهر شوهر باشیم ) اما هروقت میخواستم ناراحت بشم به حرفای شماها فکر کردم و خیلی خوب بود فقط یه حرف که جاری پشتم زده بود یکم آتیشم زد که شوهری آرومم کرد قربونش برم
امروز اعلام وزن دکتر کرمانی بود
وزنم 63.700 شده! ولی چون هنوز به هدف 63 نرسیدم خوشحالی نمیکنم
گزارش دیروز: صبحانه: سیب نهار کل جوش + 5کف دست نان شام 5تا دونه تتخمه یه ذره کوچیک نون یه برش کوچیک انار
900کالری
اینم برنامه جدید دکتر کرمانی برای دو هفته سوم(چقدم کلا رعایت میکنم خیر سرم)
| سهميه روزانه اضافه بر رژيم غذايي | دو لیوان شیر یا دو لیوان ماست کم چرب | |
| یک قاشق چای خوری روغن زیتون | ||
| 10 حبه قند یا پنج عدد خرما | ||
| صبحانه 1 | 30 گرم نان + 15 گرم پنیر + یک قاشق مربا خوری عسل یا مربا + چای | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| صبحانه 2 | یک برش نان تست + پنج گرم کره + یک قاشق مربا خوری عسل + چای | |||
| صبحانه 3 | 30 گرم نان + 15 گرم پنیر + یک عدد گردو + چای |
| ساعت 10 صبح | یک واحد میوه + یک عدد خرما + چای | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| ساعت 10 صبح | سه چهارم لیوان آب پرتقال تازه | |||
| ساعت 10 صبح | دو عدد خرما + یک عدد بیسکوییت کرمدار + چای |
| قبل از ناهار | دو لیوان آب + یک عدد سیب با پوست یا سه عدد زرد آلو |
| ناهار شنبه | 30 گرم نان + یک عدد کوکو سبزی (هر عدد 50 گرم) + سالاد | |
| ناهار یکشنبه | نصف کفگیر سبزی پلو + 100 گرم (خام) ماهی + سالاد | |
| ناهار دوشنبه | 30 گرم نان + یک عدد کتلت (هر عدد 50 گرم) + سالاد | |
| ناهار سه شنبه | نصف کفگیر پلو + نصف سیخ کباب برگ یا چنجه + سالاد | |
| ناهار چهار شنبه | 30 گرم نان + 150 گرم (خام) ماهی + لیمو ترش + سالاد | |
| ناهار پنج شنبه | 30 گرم نان + 75 گرم (خام) مرغ + سالاد | |
| ناهار جمعه | نصف کفگیر باقالی پلو + 50 گرم (خام) گوشت + ماست (از سهمیه لبنیات) + سالاد |
| عصرانه 1 | یک و نیم واحد میوه | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| عصرانه 2 | سه عدد خرما + یک عدد بیسکوییت ساقه طلایی + چای | |||
| عصرانه 3 | 15 عدد پسته + چای |
| شام شنبه | 45 گرم نان + یک عدد تخم مرغ آب پز + سالاد | ||
| شام یکشنبه | 45 گرم نان + 20 گرم پنیر + یک عدد گردو + خیار و گوجه | ||
| شام دوشنبه | 30 گرم نان + نصف لیوان عدسی + سبزی خوردن | ||
| شام سه شنبه | 40 گرم نان + 50 گرم (خام) مرغ + سالاد + لیمو ترش | ||
| شام چهار شنبه | 40 گرم نان + نصف لیوان لوبیا چیتی پخته + سبزی خوردن | ||
| شام پنج شنبه | یک سوم ساندویچ همبرگر + چهار ورق چیپس + سالاد | ||
| شام جمعه | یک لیوان ماکارونی با مخلفات + سالاد | ||
|
|||
برادر شوهر بزرگم الان دوماهی میشه عروسی کرده خیلی اخلاقش فرق کرده وقتی میبینمش دلم برا برادرشوهر قبلیم تنگ میشه
من برادر ندارم و کلی برادرشوهرام رو دوست دارم و برا همین برادر شوهر بزرگی کلی حرص خوردم و.... که به بهترین نحو کاراش پیش بره حالا خودشو جاری خیلی خودشونو برا من و شوهری میگیرن میخوام ناراحت نشم اما غصه میخورم خوب
البته حق هم دارن آخه مادرشوهرجان (واقعا دوستش دارما خیلیییییییی زیاد واقعا خانم خوبیه و مهربون!) برای همه چی جاری سنگ تموم گزاشت مهریش دو برابر منه خونش از من گرونتر و لوکستره و تازه هنوز که یه شهر دیگه هستن و خونه رو تا یه سال دیگه لازم ندارن اما براش خونه خریدن(منم فقط یه سال اجاره نشین بودم اما خوب هیچکی مثل مال اونا واسه ما حرص نخورد! پولی هم که برای خونه بهمون دادن هم پول خونمون باید میشد هم پول کار شوهری چون شوهری از کار قبلیش بخاطر دل مادرشوهر و پدرشوهرجان استعفا داده بود) تو اون شهری که رفته هیچ وسیله ای نبرده خانوادش گفتن وسایلش خراب میشه تو اسباب کشی خونه بخره همینجا جهیزیه شو میچینیم!
خرید عروسیشون تقریبا چهاربرابر من بود فقط سه تا لباسش اندازه سرویس عروسی من شد!!!!![]()
خوب وقتی اینارو میبینه حق داره فکر کنه از من سره
من و جاری فقط یک ماه فاصله سنی داریم (من بزرگترم) و منم دوساله ازدواج کردم اما رفتار مادرشوهرجان با من و جاری خیلی فرق داره
از لحاظ تحصیلاتی خانواده هامون درحد همن شاید یکم ما بالاتر باشیم اما اونا ازما پولدارترن ! من کارمند دولتم دانشجو فوق اون ترم آخر فوق و بیکار! از لحاظ ظاهری حوادیث فرق میکنه بعضیا میگن من خوشکلترم بعضیا میگن اون اما من فکر میکنم هردومون معمولی هستیم
اما جاری انتخاب مادر شوهرم بوده (برادر شوهر دو سه بار عاشق شد و نشد ازدواج کنه) و من انتخاب شوهرم شاید برای همین اون عزیزتره
هیچکی نمیگه ماست من ترشه اما من واقعا تلاشمو کردم عروس خوبی باشم حتی بیشتر از خانواده خودم بهشون توجه میکنم پدرشوهرجان هم واقعا فرق نمیزاره اما اینروزا خیلی دلم از دست مادرشوهرجان و رفتارای برادرشوهر و جاری شکسته
تو این هاگیر واگیر که شوهری تازه کارشو از دست داده و خودمون غصه داریم این رفتارا بیشتر اذیتم میکنه
کاش دلم آروم بگیره
برنامه دیروز :
صبحانه سیب و یه آلو نهار یه کفگیر برنج 4 قاشق خورشت بادمجان ماست یه ذره ته دیگ سیب زمینی یه دونه عصرونه انار شام تخمه(خنده هم نداره)
1250کالری
بابت حرفای متفرقه معذرت اما نمیدونستم دلمو کجا خالی کنم
چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه چنان رژیممو له کردم و کشتم که عذاب وجدان ولم نمیکنه!![]()
نمینویسم چون خودم میدونم چه گندی زدم![]()
بدن عزیز ازت معذرت میخوام![]()
جبران میکنم
شرمندتم![]()
شوهری خیلی دیر اومد و گله خراب شد اما گفت که اونم دوستم داره
تازه آخر شب شوهری منو تا اتاقمون بغل کرد! حس خیلی خوبی بود!
شاید اگه سبکتر بشم ازین اتفاقا بیشتر بیفته![]()
تمام ماهیچه هام درد گرفته نه که عادت به ورزش نداشتم ولی چاره ای نیست دیگه!
برنامه دیروز
صبحانه(یادم رفته بود باز با خودم صبحانه بیارم اداره خیلیم گشنم شد) نهار(شوهری نبود من یه کیت کت دوتایی با یه استکان شیر خوردم) شام دو کف دست نون یه قوطی کبریت پنیر 3تا گردو نصف کاسه ماست
800کالری
اما از برنامه غذاییم راضی نیستم و زیاده روی کردم!
امروز شوهری قراره یرای یه کاری یه جورایی بره مصاحبه دعا کنید قبولش کنن! اگه اینجا مشغول به کار بشه دیگه هیچکی نمیتونه حرف بزنه
کلی خوشبحالمون میشه کلی هم نذر کردم که ایشالا بشه
خدایا خودت کمکمون کن
اما برنامه دیروز:
صبحانه 1 قند 6تاپسته میان وعده سیب نهار 8 قاشق برنج با یه نصف کباب تابه ای و 6تا سیب سرخ شده و شام 2 کف دست نان یه ذره ماست و سوسیس تخم مرغ(نصف سوسیس با یه تخم مرغ و یه قاشق روغن)
1365کالری
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه!!!!
حالا این شده حال و روز ما! هرکسی یه چی میگه
خیلیا هم از روی دلسوزیه اما شوهری در وضعیت روحی خوبی نیست و من میخوام سرم رو بکوبم به دیوار از دستشون!
و اما دیروز:
صبح هیچی نخوردم(یادم رفته بود خوراکی بیارم اداره
) ظهر سالاد ماکارونی با یه کم ماست عصرونه نصف پرتقال و دوتا دونه انگور(که نابودم کرد و کهیر زدم چون به انگور حساسیت دارم)
و شام یه کاسه ماست گوسفند با 5تا پسته و 1 گرد و یه کف دست نون(خیلی چبسید)
1208کالری
پس امروز شد روز اعلام وزنم! با افتخار اعلام میکنم به هدف دومم رسیدم
و اینک فرزانه 64 کیلویییییی![]()
![]()
جونم براتون بگه شوهری سهمشو فروخت اونم با پرداخت 6 ماهه ضرر نکردیم اماسود زیادی هم نکردیم باید 6 ماه صبر کنیم تا بتونیم دوباره وقتی پولمون تکمیل شد کارو بار راه بندازیم
و تا اون موقع شوهر پیش یکی از دوستاش باید بره سر کار و منم باید از خرجام بزنم و البته فرصتی هست که فکر کنیم که چه کاری راه بندازه(در واقع فکر کنه!)![]()
تازه به این زندگی عادت کرده بودم درآمد شوهرم خیلی خوب بود و تازه میخواستیم ماشین رویاهامونو بخریم اما خوب هنوز جوونیم و یه عالمه فرصت داریم و ایشالا یه شروع دوباره خوب داشته باشیم!
سخته از خرجا زدن و زن زندگی شدن اما من برای عشقم هرکاری میکنم
و همینجا به خودم قول میدم سر این قضیه حتی اگه حسرت خوردم حتی اگه دلم شکست حتی اگه فشار روم بود حرفی نزنم و سرزنش نکنم
برام دعا کنین منم براتون دعا میکنم!
واما دیروز:
صبحانه 6تا پسته و یه قند و چایی میان وعده:سیب - نهار 9قاشق برنج 3قاشق فسنجون - شام دو تیکه پیتزا و قارچ و 3قاشق ماست و سبزیجات
1130کالری
خیلی گرفتست دلم میخواد دلداریش بدم همه تلاشمم کردم اما نه که خودمم غصه دارم خیلی سخته تو شرایط روحی بدی قرار گرفته خلاصه که دعا کنین برای شوهرم خوب پیش بیاد خیلی دوستش دارم همه دنیامه وقتی اینجوری دلش میگیره دنیام سیاه میشه تا حالا اینجوری ندیدمش زیر چشماش تو سه روز گود افتاده.....
روز سیزدهم:صبحانه 6تا پسته - میان وعده :سیب -نهار: 1کفگیر برنج یه کم مرغ هویج نارنگی نصف کاسه ماست میان وعده: نارنگی شام : 5تا دونه پفک 10تا دونه چیپس
995کالری
روز چهاردهم: صبحانه : 2کف دست نان 30 گرم پنیر 2تا گردو 5تا دونه پفک - نهار:سیب -شام انار 10 کف دست نان لواش 1 کاسه ماست نصف کباب بناب نوشابه گوجه
1470کالری
اما حالا که خوب شده اون دوتا دست به یکی کردن و خیلی شوهری رو آزار میدن حالا کار به جایی رسیده که میگن دیگه نمیخوایم باهات کار کنیم!!! یا بخر یا بفروش حتما میگین چرا! چون شوهری نمیزاره اونا هرکار دلشون میخواد بکنن کم فروشی کنن یا حروم کاری کنن شوهری اهل نماز و خداست و اونا برای سود میخوان حروم کاری کنن خلاصه شوهری خیلی غصه داره و منم همش بغضم میگیره
امروز برای نگه داشتن سهامش استخاره کردم اومد:
نتیجه استخاره:
نتیجه معامله: خطر آبرویی و مالی دارد اعتبار شما نیز زیر سوال می رود ترک شود.سوره احزاب آیه 23
من آدم خیلی مذهبی نیستم اما حرف شوهر منطقیه منم مال حروم نمیخوام
اما خیلی غصه میخورم که این همه زحمتش حالا که به نتیجه رسیده به باد بره بازم هرچی صلاح خداست...
برنامه دیروز:
صبحانه نخوردم (اشتباه) میان وعده یه سیب نهار یه کفگیر لوبیاپلو با مرغ آبپز + ماست نصف کاسه عصرانه یه برش آناناس و یه برش طالبی (اینقد له بودم که نفمیدم برای چی دارم اینارو میخورم شوهری که دیروز هیچی نخورد نصف کفگیر برنج با یه ذره مرغ دلم خونه) شام برانی اسفناج با یه کاسه ماست
1175کالری
چند روزی بود دلم غذای بیرون میخواست من تو رژیمم پنجشنبه شب و جمعه ظهر رو نوشتم که رژیم نیستم اما این هفته همشو رژیم بودم و توفیق اجباری بود دیگه دیشب به شوشو گفتم و عشقمم منو برد و با هم پیتزا خوردیم
خیلیییییییییی چسبید یه تغییر مهم فقط نصف پیتزارو که خوردم سیر بودم!
این خوبه اما خبر بد اینکه من بازم به خوردن ادامه دادم
شوهرم همیشه میگه تو خوبی من دوست دارم هیکلتو اما بعد از دوسال میدونم عاشق 30نه و با.س.ن بزرگه! من لاغر که میشم این دوتا باهام خدافظی میکنن میرن!
یه راهی چیزی تورو خدا بزارین جلو پام!![]()
دیروز:صبحانه 100 گرم آناناس میان وعده سیب نهار یه کفگیر برنج +ماهی یه تیکه کوچیک سرخ شده + انگور دوتادونه شام : پیتزا +نوشابه+پسته 8تا!
1670کالری
که پدرمونو درآورده همش میگه کارا مونده و راه به راه میخواد آمار دربیاره
منم همیشه کارام به موقع تحویل دادم اما اینکه یه نفر همش بالا سر آذم غر بزنه باعث میشه دیگه آدم نخواد کار کنه![]()
دیروز یه کاری که باید 3 روزه انجام میشد رو تو یه روز انجام دادم جای تشکر خشک و خالی میگه خوب پس زودباشید اون یکی کارو شروع کنین
رئیس قبلی که الان پست بالاتر گرفته قول داده کارامو درست کنه واحدمو عوض کنم خدا کنه بشه (ما ادارمون دولتیه و من توی یه بخش پر کار با نیروی کمم)![]()
من کارمو دوست داشتم
اما با این شرایط سختمه! 
شوهری اینروزا خیلی کار میکنه و کم میبینمش و هر روز حس میکنم داره ضعیف تر میشه و کلی غصه میخورم 
پری خانم هم که تشریف آورده کلا اصلا داغونم اینروزاااا![]()
خوب اما دیروز
صبحانه دو کف دست نان خشک جو با 10تا پسته ظهر نیم کف دست نان 1لیوان دوغ 1 کفگیر برنج و یه قاشق اضافه یه رون مرغ سرخ شده کوچیک شام نصف انار
1100کالری
هرچند من کامل به رژِیم دکتر کرمانی عمل نمیکنم و تغییراتی بهش دادم اما بهم خیلی حس خوبی داد وقتی
امروز که اعلام وزن کردم پیام زیر رو داد
درجه پايبندي اين دوره شما بسيار عالي است وشما يكي از پيشتازان دوره خود مي باشيد ، اين موفقيت را به شما تبريك مي گويم و خواهشمندم كه عجله نكنيد
توی لیست افراد موفق امروز هم بودم و هفتم شدم![]()
اینم برنامه جدید دکتر کرمانب برای دو هفته دوم
| سهميه روزانه اضافه بر رژيم غذايي | یک و نیم لیوان ماست پرچرب (5 درصد) | |
| یک قاشق چای خوری سس مایونز | ||
| 100 کالری ( نوع ماده ی غذایی به دلخواه شماست ) | ||
| صبحانه 1 | 40 گرم نان + نصف قاشق غذا خوری شکلات صبحانه + چای | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| صبحانه 2 | یک برش نان تست + پنج گرم کره + یک قاشق مربا خوری عسل + چای | |||
| صبحانه 3 | 30 گرم نان + 15 گرم پنیر + یک عدد گردو + چای |
| ساعت 10 صبح | پنج عدد پسته + شش عدد بادام | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| ساعت 10 صبح | یک واحد میوه + یک عدد خرما + چای | |||
| ساعت 10 صبح | 90 کالری ( نوع ماده ی غذایی به دلخواه شماست ) |
| قبل از ناهار | دو لیوان آب + یک عدد سیب با پوست یا دو عدد کیوی |
| ناهار شنبه | 40 گرم نان + نصف سیخ کباب کوبیده (هر سیخ 100 گرم) + پیاز + سبزیجات پخته | |
| ناهار یکشنبه | 40 گرم نان + نصف لیوان عدسی | |
| ناهار دوشنبه | دو سوم کفگیر پلو + دو قاشق قورمه سبزی با گوشت + پیاز | |
| ناهار سه شنبه | دو سوم کفگیر پلو + دو قاشق قیمه + پیاز + سبزی خوردن | |
| ناهار چهار شنبه | یک و یک چهارم لیوان ماکارونی با مخلفات + سالاد | |
| ناهار پنج شنبه | 45 گرم نان + یک عدد تخم مرغ + یک قاشق مربا خوری روغن | |
| ناهار جمعه | دو سوم کفگیر عدس پلو با گوشت + ماست (از سهمیه لبنیات) + سالاد |
| عصرانه 1 | یک و نیم واحد میوه | ![]() |
یکی را به دلخواه انتخاب کنید | |
| عصرانه 2 | 120 کالری ( نوع ماده ی غذایی به دلخواه شماست ) | |||
| عصرانه 3 | 15 عدد پسته + چای |
| شام شنبه | 40 گرم نان + نصف لیوان نرگسی + پیاز | ||
| شام یکشنبه | 45 گرم نان + 20 گرم پنیر + یک عدد گردو + خیار و گوجه | ||
| شام دوشنبه | 30 گرم نان + نصف لیوان عدسی + سبزی خوردن | ||
| شام سه شنبه | 30 گرم نان + یک عدد تخم مرغ + یک قاشق مربا خوری روغن | ||
| شام چهار شنبه | 40 گرم نان + نصف لیوان لوبیا چیتی پخته + سبزی خوردن | ||
| شام پنج شنبه | یک سوم ساندویچ همبرگر + چهار ورق چیپس + سالاد | ||
| شام جمعه | یک ششم پیتزا + سالاد | ||
|
|||
صبحانه که نخوردم که خوب نیست میان وعده سیب نهار یک کفگیر برنج + 3قاشق خورشت بادمجان + نصف کاسه ماست + 1 لیوان دوغ + یک سیب زمینی ته دیگی عصرانه:نصف انار شام برانی اسفناج با ماست و 2تا گردو
کالری :1245
راستی من هر روز چندتا آدامس با چایی تلخ میخورم که 20 کالری واسه این به کالریام اضافه میکنم اما نمینویسم
متاسفانه ماهیانه من از امروز شروع شده
و چون ضعف دارم قراره یکم بیشتر به خودم برسم و رژیمو این یه هفته سبکتر کنم
روز ششم:
ظهر خونه مادرشوهرجان بودیم و شب هم رفتیم روضه خونه مادربزرگ جاری لذا نشد شب پنجشنبه بریم فست فود و باعث شد رژِیمو رعایت کنم به الاجبار و خوب خوش بحالم شد!![]()
صبحانه نون خشک جو یک کف دست 2تا پسته -میان وعده سیب- ناهار یک کفگیر استنبلی 1لیوان دوغ یه کاسه ماست عصرونه انار(عاشششقشم) یه کاسه ماست خوری آش رشته نصف کف دست نان
1150
روز هفتم
جمعه طبق معمول مهمون خونه مامان بزرگ شوهر بودم اما اونجا چون همه فهمیده بودن رژیمم کارم آسون بود!
صبح با شوهر رفتیم صبحانه عدسی خوردیم که خیلییی خوشمزه بود ناهار 1 کفگیر عدسی 1 کاسه ماست نصف انار و شب بورانی اسفناج و ماست یه کاسه و 2تا گردو
1320
روز هشتم
صبح تا ظهر دنبال کار دانشگام بودم و پدرم دراومد از بس با شوشو راه رفتیم تازه صبحونه هم هیچی نخوردم!
عوضش ناهار از خجالت خودم دراومدم و یکم ناپرهیزی کردم
و خوراک جگر سرخ شده و سیب سرخ با سه کف دست نون و یه کاسه ماست خوردم
برای شام نصف انار دوتا گردو 1 کاسه ماست خوشمزه خوردم
1440کالری
شوهر خوبم برام ماست گوسفند خریده معرکسسسسسسسسسسسسست
فردا روز اعلام وزنه به دکتر کرمانی